الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

88

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

الفروع كعقابهم على الاصول و همان‌طورىكه عالم نسبت به آنها مكلف است هكذا جاهل ، منتها جاهل تارةً قاصر است . يعنى خود او كوتاهى نكرده بلكه دستش از رسيدن به واقع كوتاه بوده يا در اثر عدم تمكن از فحص و يا در اثر اينكه فحص كرد ولى اطلاع به واقع پيدا نكرد تارةً مقصر است . يعنى تمكن از رسيدن به واقع داشت . ولى خودش اهمال كرده و كوتاهى كرد و نرفت دنبال واقع . حال نسبت بجاهل قاصر ، تكاليف واقعى به درجه تنجز نرسيده يعنى مخالفتش عقاب ندارد اما نسبت به جاهل مقصر مخالفت واقع عقاب دارد چون جاهل مقصر علم اجمالى به تكاليف واقعيه دارد و دسترسى هم داشت كه برود يكايك آنها را تحصيل كند ولى نرفت لذا چون نرفته عقابش مىكنند . زيرا همان علم اجمالى منجر واقع است . پس به اعتقاد ما جاهل و عالم در اين تكاليف مشتركند بر خلاف اشاعره كه مىگويند كه تكاليف مختص به عالمين است . و اين بحث در مقدمه ( 11 ) از مباحث حجت خواهد آمد . و ما معتقديم كه امارات يعنى خبر واحد يا اجماع منقول و . . . طريق محض هستند بسوى آن واقع . يعنى برطبق مؤداى آنها هيچ مصلحتى و يا مفسده‌اى حادث نمىشود . بلكه مصلحت مال واجب واقعى است . و مفسده مال حرام واقعى و امارة جاده‌اى است كه كشيده شده بسوى واقع و ما از اين راه بايد برويم تا به واقع برسيم ، اگر اماره مطابق واقع بود يعنى اين راه ما را به مقصد اصلى رساند آن مصلحت واقع نصيب ما مىگردد . و اگر مخالف واقع بود ، فقط معذر است يعنى براى ما عذرى درست مىكند كه فرداى قيامت مولى ما را عقاب نكند . بر خلاف اهل سنت كه اماره را سبب مىدانند « و اثبات اينكه حق با اماميه است يا با اهل سنت در مقدمات مباحث حجت خواهد آمد ان‌شاءالله » . و الآن فقط روى آن دو مبنى داريم بحث مىكنيم و نتيجه‌گيرى مىكنيم . « حال بعد از تمام اين‌ها » [ كه : 1 - خداوند در لوح محفوظ احكامى دارد كه لا يتغير هستند و 2 - و در آن احكام واقعيه عالم و جاهل مشتركند و 3 - مجتهد گاهى فتوايش مطابق واقع درمىآيد و گاهى خطا مىكند و 4 - امارات صرفا طريق الى الواقع هستند » ] مىگوئيم : اگر مكلف برطبق اماره عمل كرد و در واقع خطا بود ولى تا آخر عمر بر اين مكلف واقع كشف نشد و ندانست كه مخالف واقع عمل كرده اين شخص در